ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
73
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
مرد گفت : وقتى كه عثمان در محاصره بود او را ترك كردم . عمرو گفت : شتر از خود باد رها مىكند و ميلهء داغ در آتش است . عمرو مدتى در فلسطين ماند تا اين كه سوار ديگرى آمد . عمرو به او گفت : چه خبر دارى ؟ سوار گفت : عثمان كشته شد . عمرو گفت : مردم چه كردند ؟ سوار گفت با على بيعت كردند عمرو گفت : على در كشته شدن عثمان چه كرد ؟ سوار گفت : وليد بن عقبه نزد على رفت و از وى در مورد كشته شدن عثمان پرسش كرد . على گفت : نه فرمان دادم و نه نهى كردم ، نه خوشحال هستم و نه به من بدى كرده است . عمرو گفت : على در حق كسانى كه عثمان را كشتند چه كرد ؟ سوار پاسخ داد : آنان را پناه داد در حالى كه راضى و خشنود نبود . مروان به على گفت : تو اگر به كشتن عثمان فرمان نداده باشى ، لا اقل كار را رهبرى كردهاى ، و كشندگان وى را پناه دادهاى . عمرو گفت : به خدا سوگند ، ابو الحسن كار را درهم آميخت . عمرو بن عاص نامهاى براى سعد بن ابى وقاص نوشت و از كشته شدن عثمان و كسى كه او را كشته و كسى كه خلافت را بر عهده گرفته است ، پرسش كرد . سعد در پاسخ عمرو چنين نوشت : از من در مورد كشته شدن عثمان پرسيدهاى ، من تو را آگاه مىكنم ، عثمان با شمشيرى كشته شد كه عايشه آن را بيرون كشيده بود و طلحه آن را صيقل داده بود و على بن ابى طالب آن را فرود آورد . حال آن كه زبير ساكت بود و اشاره به دستش مىكرد ما نيز خوددارى كرديم و اگر مىخواستيم مىتوانستيم از عثمان دفاع كنيم . ليكن عثمان كارها را دگرگون كرده بود ، ما اگر در حق عثمان بد كردهايم از خداوند خواهان بخشش او هستيم . تو را آگاه مىكنم ، زبير از طرف خانوادهاش مغلوب شد . اما طلحه اگر مىتوانست با پاره كردن شكم خود به خلافت برسد همان كار را مىكرد . ابن عباس در مكه بود ، وقتى به مدينه آمد مردم با على بيعت كرده بودند . ابن عباس گفته است : مغيره بن شعبه را نزد على ديدم ، نشستم تا مغيره بيرون رفت ، على از من پرسش كرد من نيز از وى پرسشهايى كردم . آن گاه به على گفتم : مغيره به تو چه گفت ؟